مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : چهارشنبه 29 آذر 1385 در ساعت 13:07
نویسنده : زویی
عنوان :

خدمط نویصنده ی ارجمند٬جناب آقای صرمدی...
من دلم می خواد به جای " س " آخر کلمه ی شما٬یه " ا " بذارم و زل بزنم بهش...

همین



زمان ثبت : سه شنبه 28 آذر 1385 در ساعت 13:25
نویسنده : زویی
عنوان :

یعنی شاید یکی از بدترین چیزها تو زندگی این من مادر مرده باشه،ببخشید...یعنی من مادر دوم...می تونه یه چیزی رو که مطمئنی اشتباهه همچین واسه ات توجیح کنه که تا مدت ها نفهمی که اشتباه کرده بودی...

داشتم فکر می کردم هرکی تا حالا چند بار تو زندگیش گفته که ...و چقدر زود دیر می شود...

پ.ن:نوشته ی اول مخاطب کاملا خاص دارد!!!!



زمان ثبت : یکشنبه 26 آذر 1385 در ساعت 15:18
نویسنده : زویی
عنوان :
راه نمی‌روم که
می‌دوم
خسته نمی‌شوم که
این راه
خاکستری هم باشد
در مقصدش
تو ایستاده‌ای
بلندبالای من!
فقط بگو
کجای زمین
می‌رسم به تو


زمان ثبت : یکشنبه 26 آذر 1385 در ساعت 15:05
نویسنده : زویی
عنوان :

کجاست پس این پرتقال فروش بی صاحاب شده؟!؟!؟!؟!؟!؟!

 



زمان ثبت : چهارشنبه 15 آذر 1385 در ساعت 19:54
نویسنده : زویی
عنوان :
چقدر بدم میاد بقیه به جای خودم برام تصمیم بگیرن...